مرتضى مطهرى
451
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كشف الظنون نيست . . . مسعودى در مقدمهء كتاب مروج الذهب خود نام دهها كتب تاريخى را برده كه در زمان او موجود بوده . . . » در تدوين تاريخ اسلامى ملل گوناگون شركت كردهاند ، از اندلسى گرفته ( مانند ابن عبد البر و ابن بشكوال و ابن آبار ) تا مصرى ( مانند مقريزى و جمال الدين قفطى ) و دمشقى ( مانند ابن عساكر و صفدى ) و عراقى ( مانند خطيب بغدادى و عبد الرحمان بن الجوزى و سبط وى شمس الدين ابوالمظفر بن الجوزى و ابن خلكان اربلى ايرانى الاصل ) و تونسى ( مانند ابن خلدون ) . بعلاوه انواعى تاريخ نويسى در اسلام وجود داشته است ، از سيره و تاريخ شخص معين گرفته ( مانند سيرههاى نبوى و تواريخ مخصوص برخى پادشاهان ) تا تواريخ شهرها ( مانند تاريخ قم ) و تاريخ كشورها ( مانند تاريخ مصر و تاريخ دمشق ) و تاريخ علوم يعنى تاريخ اهل يك فن ( مانند طبقات الحكماء و طبقات الاطباء و طبقات الحفاظ ) و تواريخ عمومى ( مانند تاريخ يعقوبى و تاريخ طبرى ) . علاوه بر همهء اينها برخى جغرافى نويس بودهاند مانند المقدسى صاحب احسن التقاسيم و اصطخرى فارسى صاحب صورالاقاليم و مسالك الممالك . به عقيدهء جرجى زيدان به پيروى از سيوطى ، اولين مورخان دورهء اسلام دو نفر بودهاند همزمان يكديگر : يكى محمد بن اسحاق مطلبى كه از موالى عين التمر است و شيعى است ، و ديگر عروة بن الزبير كه نسب به زبيربن العوام صحابى معروف مىبرد . ولى علامه سيدحسن صدر ثابت كردهاند كه اولين تاريخ را در دورهء اسلام عبيداللَّه بن ابى رافع كاتب اميرالمؤمنين عليه السلام نوشته است كه نسبت به قبط مىبرد و مصرى است . كتابى كه او تأليف كرده است دربارهء نام افرادى از صحابه است كه على عليه السلام را در دورهء خلافت همراهى كردهاند . اگر محمد بن اسحاق مطلبى ( كه نويسندهء سيرهء نبوى است و سيرهء ابن هشام همان سيرهء ابن اسحاق است به روايت ابن هشام ) ايرانى باشد آنچنانكه از كلمهء « مولى » بر مىآيد ، بايد بگوييم بعد از ابن ابى رافع قبطى مصرى ، دو نفرى كه پيش قدم در تاريخ بودهاند يكى ايرانى و ديگرى عرب قرشى بوده است ، با اين تفاوت كه عين كتاب محمد بن اسحاق در دست است ولى كتاب آن دو نفر ديگر ظاهراً در دست نيست .